قدیمی 07-10-2012, 01:04 AM   #1
(کاربر معمولی)
 
parisa آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 16   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
4 بار در 4 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Lightbulb نور در معماری و معماری داخلی

[ تنها کاربران ثبت نام شده قادر به دیدن لینک ها می باشند. ثبت نام در سایت بسیار آسان و سریع می باشد. لطفاً برای ثبت نام اینجا کلیک نمایید ]

در معماری برای تاكید بیشتر بر روی برخی از بخش‌های نما می‌توان از نور طبیعی بهره جست بدین گونه كه با ایجاد برآمدگی‌ها و فرورفتگی‌هایی بر روی محل مورد نظر، سایه‌هایی در بخش‌هایی از نما ایجاد نمود كه تاكیدی بر روی بخش مذكور باشند.
برای مثال به منظور كشیده‌تر نمایش دادن ارتفاع یك حجم می‌توان با ایجاد برآمدگی‌هایی باریك و بلند سایه‌های عمود و طویل ایجاد كرد تا نما كشیده‌تر به نظر آید و یا اینكه برای نمایش بخش‌های شاخص بنا همانند ورودی‌ها می‌توان با ایجاد حفره‌هایی عمیق بر روی حجم، بخش‌های مورد نظر را با سایه مشخص نمود. از روش‌های دیگری كه كاربرد پوشاندن سطوح یكپارچه نما با عناصر همسان و برجسته می‌باشد كه منجر به ایجاد بافتی مركب از نور و سایه است كه در این گونه بناها، سایه به عنوان عنصری مهم در طرح نماد دخیل می‌باشد.
استفاده از مصالح متنوع در كنار یكدیگر كه دارای خاصیت انعكاسی متفاوتی باشند نیز می‌تواند جلوه‌های خاصی در نما ایجاد كند.
برای مثال به منظور تاكید بر روی بخش‌هایی از نما می‌توان آنها را با پوشش‌های فلزی آراست و در سایر سطوح از مصالحی با خاصیت انعكاسی كمتر استفاده نمود.
بدین ترتیب در اثر انعكاس شدید حاصل از برخورد نور به سطوح فلزی، بخش‌های مورد نظر مهمتر جلوه می‌كنند.
نور و فضاهای داخلی
نور طبیعی یكی از عناصری است كه در تغییر ماهیت فضای داخلی بنا تاثیر بسزایی دارد. ما می‌توانیم‌نور را به گونه‌ای بارز و مشخص داخل بنا هدایت كرده و بدین ترتیب با ایجاد عرصه‌هایی از نور و تاریكی، فضای یكپارچه را بدون استفاده از عناصر و مصالح جداكننده به بخش‌های مجزا تقسیم كنیم.
روش دیگر استفاده از نور، برای شدت بخشیدن به هدفی مانند مرتفع نشان دادن فضاست. برای مثال در معبد پانتئون نوری كه از نورگیر موجود در مركز گنبد معبد به درون می‌تابد فضای تاریكتر داخلی را از لحاظ عمودی كشیده‌تر نشان می‌دهد.
همانگونه كه می‌دانیم نور در تاریكی حامل پیام‌ها و اشاراتی برای انسان است. از این خاصیت می‌توان در مشخص نمودن مسیرهای ورودی و خروجی مربوط به فضاهای تاریك و عاری از نور داخلی بهره گرفت. بدین ترتیب كه فرد در یك محیط نیمه تاریك با مشاهده یك منبع نور در محل ورودی كه در حكم راهنما است می‌تواند مسیر حركت و موقعیت خود را در فضای داخلی شناسایی كند.
از نور برای القای حسی خاص در انسان نیز می‌توان استفاده كرد. برای مثال فضایی كه با نور ضعیف مزین شده باشد می‌تواند نوعی حالت خلسه در انسان ایجاد كند. از این رو در بسیاری از آرامگاه‌ها و یا بناهای مذهبی می‌توانیم شاهد تابش شعاع‌های خفیف‌تر به درون فضای تاریك داخلی باشیم.
نور و فضاهای شهری
نور در ساعات متفاوت روز جلوه‌های گوناگونی به فضاهای شهری می‌دهد. در گذشته عنصر نور برای ایجاد تنوع در فضاهای شهری كاربرد فراوان داشت. برای مثال از آنجا كه رنگ سفید، نور آسمان را در خود منعكس كرده و هاله‌ای از رنگ آن را در برمی‌گیرد، برخی از بناهای بزرگ شهری و یا بافت كلی یك روستا را سفید رنگ می‌ساختند تا بدین ترتیب با توجه به رنگ آسمان كه از طلوع آفتاب تا غروب، رنگ‌های متنوعی از جمله زردملایم، آبی روشن، نارنجی و ... را به خود می‌گیرد بافت شهر یا روستان نیز دستخوش تغییر و تحول شده و جلوه‌های ملایم رنگی متنوعی را در برگیرد.
روش دیگر این بود كه با سرپوشیده كردن بخش‌هایی از كوچه و مسیرهای شهری نوعی بازی پیوسته نور و سایه در آنها به وجود می‌آوردند و بدین وسیله برای رهگذران به گونه‌ای تنوع در مسیر ایجاد كرده و حس طولانی و كسل‌كننده بودن راه را در فرد از بین می‌بردند.
در برخی از بخش‌های شهر نیز با ساختن رواق و ایجاد یك هارمونی تاریك و روشن توسط سایه و نور در فضای تحت پوشش آن نوعی تنوع در فضا پدید می‌آوردند. در بازارهای ایران نورگیرهای سقفی، مسیر حركت را در فضای تنگ‌و تاریك راسته بازار مشخص می‌كنند ضمن آنكه دالان‌های مستقیم كه از یك سمت به راسته بازار متصل بوده و ازسمت دیگر به فضای باز خارجی منتهی می‌شوند در تاریكی مسیر بازار توسط شعاع‌های تابیده شده نور به درون دالان افراد را به سمت مسیر خروج از راسته بازار هدایت می‌كنند.


یكی از عناصر مهم در خانه آرایی، نحوه نورپردازی است. نورپردازی در یك اتاق نه تنها در ایجاد آرامش بلكه در كوچك یا بزرگ نشان دادن فضای خانه نیز تاثیر می‌گذارد. هرچه فضای یك اتاق كم نور باشد كوچكتر و هرچه پرنور و روشن باشد، بزرگتر جلوه می‌كند. نورپردازی در اتاق نشیمن و پذیرایی كه محل تجمع افراد خانواده در بیشتر ساعات شبانه روز است از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از آنجا كه اصلی‌ترین منبع ورود نور و روشنایی خانه، پنجره است برای استفاده از نور طبیعی نصب پرده‌های تور و حریر مناسب‌تر است. در شب نیز بهترین راه روشنایی منزل استفاده از لوستر، آباژور و چراغ‌های متناسب با ارتفاع سقف و رنگ دیوار است. در نورپردازی اتاق نشیمن توجه داشته باشید كه آرامش، آسایش و انرژی را به اهل خانه القا كند، بدین منظور بهتر است چراغ‌های دیواری و سقفی (هالوژن) كه نور ملایم دارند و با انعكاس نور از سقف به فضا گرمی خاصی به اتاق می‌بخشند، به كار ببرید. در عوض، برای اتاق پذیرایی كه باید بسیار پرنور و درخشان باشد از لوسترهای كمی بزرگتر و طرح دار استفاده كنید كه علاوه بر نور، زیبایی خاصی به اتاق می‌دهد. آشپزخانه نیز به لحاظ اینكه محل كار كدبانوی خانه است باید پر نور و روشن باشد. استفاده از چراغ هالوژن و لوسترهای تك چراغی تاثیر خوبی در این هدف خواهد داشت.برای اتاق خواب نیز بهتر است از آباژور و لامپ‌های كم نور استفاده كرد. اگر اتاق خوابتان محل كارتان نیز هست، لامپ‌های رنگی كه در ایجاد آرامش مؤثرند به كار ببرید. ضمناً در انتخاب لوستر به هماهنگی آن با دیگر وسایل خانه توجه كنید.

در معماری اغلب بناهای مذهبی نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است . فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجد اسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند . انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشن می شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیا و احجام در ذهن خود به کامل کردن تصاویر پرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبع وجود و هستی در درونش بیدار می شود .

نور در معماری
ازدید همگان نورجزء اساسی و ضروری در ساختمان است . که کار آن روشن کردن فضا به منظور قابل رویت ساختن آن است .در هنر ساختمان سازیی یا به عبارتی معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصرو مفاهیم دیگر از قبیل ساختار نظم فضایی مصالح رنگ و .... مطرح می شود و در طراحی به عنوان یک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفاکند . ولی واقعیت این است که در بسیاری از موارد در ساختمان ساز ی و معماری های داخلی به نور بیشتر از یک عامل روشن کننده که باعث کاهش مصرف نور مصنوعی و در نتیجه کاهش مصرف برق !
می شود نمی نگرند و فقط به مواردی از قبیل این که نور جنوبی و شمالی بر نور شرقی و غربی ارجحیت دارد و در مواقع ناچاری نور شرقی از نور غربی بهتر است توجه می شود و معماران به صورت کلیشه ای و از روی عادت آن را رعایت می کنند و اگر در ساختمان سازی نیازی به نور پردازی و ایجاد مفاهیم و تاکید هایی توسط نور باشد منحصرا به استفاده از نور مصنوعی می پردازند و با انواع درجات و رنگ های نور مفهوم و طرح خود را اجا می کنند .
در صورتی که با نگاهی به تاریخ معماری گذشته ( تقریبا هر نوع معماری تاریخی ) نور به عنوان یک عنصر مجزا به کار گرفته شده و به نتایج بسیار زیباییهم رسیده اند .
یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی توالی و دگرگونی آن در در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود . در تاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپر سیونیست ها دیده می شود . هنگامی که نقاشان آتلیه های خود را ترک کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند . از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیای مختلف در یکدیگر و تاثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خالص و ناب می باشد . قاعدتا لازم نیست که چنین تحولی در سبک معماری داخلی ما نیز به وجود آید با توجه به اینکه ما ساختمان هایی داریم که عنصر نور را به قدری قوی و جذاب در خود به کار گرفته اند که هر بیننده ای را به خود جذب می کند . این مقاله به بررسی نقش نور در معماری و معماری داخلی به عنوان یک جزء سازنده و مفهوم بخش می پردازد و در خاتمه امید بر این دارد که در آینده در ساختمان ها همانند نیاکانمان شاهد به کارگیری نور طبیعی به صورت یک عنصر کاملا اثر بخش باشیم
نور در معماریایرانی


نور در ساعات متفاوت روز جلوه‌های گوناگونی به فضاهای شهری می‌دهد. در گذشته عنصر نور برای ایجاد تنوع در فضاهای شهری كاربرد فراوان داشت. برای مثال از آنجا كه رنگ سفید، نور آسمان را در خود منعكس كرده و هاله‌ای از رنگ آن را در برمی‌گیرد، برخی از بناهای بزرگ شهری و یا بافت كلی یك روستا را سفید رنگ می‌ساختند تا بدین ترتیب با توجه به رنگ آسمان كه از طلوع آفتاب تا غروب، رنگ‌های متنوعی از جمله زرد ملایم، آبی روشن، نارنجی و ... را به خود می‌گیرد بافت شهر یا روستا نیز دستخوش تغییر و تحول شده و جلوه‌های ملایم رنگی متنوعی را در برگیرد.
روش دیگر این بود كه با سرپوشیده كردن بخش‌هایی از كوچه و مسیرهای شهری نوعی بازی پیوسته نور و سایه در آنها بوجود می‌آوردند و بدین وسیله برای رهگذران به گونه‌ای تنوع در مسیر ایجاد كرده و حس طولانی و كسل‌كننده بودن راه را در فرد از بین می‌بردند.
در برخی از بخش‌های شهر نیز با ساختن رواق و ایجاد یك هارمونی تاریك و روشن توسط سایه و نور در فضای تحت پوشش آن نوعی تنوع در فضا پدید می‌آوردند. در بازارهای ایران نورگیرهای سقفی، مسیر حركت را در فضای تنگ‌و تاریك راسته بازار مشخص می‌كنند ضمن آنكه دالانهای مستقیم كه از یك سمت به راسته بازار متصل بوده و ازسمت دیگر به فضای باز خارجی منتهی می‌شوند در تاریكی مسیر بازار توسط شعاعهای تابیده شده نور به درون دالان افراد را به سمت مسیر خروج از راسته بازار هدایت می‌كنند.
به مثالي در اين زمينه توجه فرماييد:
مسجد شیخ لطف الله در قسمت شرقی میدان نقش‌جهان اصفهان (میدان امام) و روبه‌روی بنای معظم عالی قاپو واقع شده است. در سال 1011 هجری قمری به امر شاه عباس اول به جای مسجد خرابه‌ای كه وجود داشته، بنا شده است.
بی‌شك شهر تاریخی اصفهان به دلایل متعددی از جمله پایتخت شدن آن در دو دوره متفاوت و مهم سلجوقی و صفوی یكی از قطب‌های معماری ایران است.
مسجد كانون تجلی هویت معنوی مسلمانان و یكی از مهمترین عناصر شهری و معماری و از مراكز مهم برای تبلور ذوق و سلیقه معماران مسلمان بوده است. میدان نقش جهان با همه تكرارها، طاقها و رنگ‌ها به ناگاه در ضلع شرقی، فرورفتگی در خود ایجاد می‌كند و رهگذر زمانی كه از این مكان عبور می‌كند بی‌‌اختیار سری چرخانده و تأملی در این قسمت میدان خواهد كرد و مبهوت رنگ كاشی‌ها و ارتفاع، طاق‌ها و قوسها و فرورفتگی خواهد شد.
چون میدان در امتداد محور مقدس نبوده، معمار مجبور بوده كل بنای مسجد را چرخانده و محور آن را به سمت قبله قرار دهد. همین امر باعث شد امتداد مسجد با میدان یكی نباشد و برای رسیدن به صحن مسجد، آن را بوسیله یك دالان تاریك دور زد. در هنگام ورود به این دالان به خاطر تاریكی محیط، فرد سكوت و سكون احساس كرده، به وسیله‌ی نورهایی كه از فخرالمدین‌ها به داخل دالان می‌تابد به صحن مسجد هدایت می‌شود تا از روبروی قبله وارد این بنا گردد.
در همان نگاه اول هنگام ورود، فرد مبهوت كاشی‌كاری هفت‌رنگ و معرق و بازی نورها می‌شود، نورهایی كه بسیار ماهرانه در بنا تعبیه گردیده‌اند، فخرالمدین‌ها (روزنه‌های نور) كه در زیر گنبد و بالای دیوارها قرار دارد احساس سبكی گنبد و معلق بودن آن میان زمین و آسمان را به انسان تلقین می‌كنند. این همان شفاف‌‌سازی و از جرم به فضا و از ماده به روح رسیدن است.
اساساً معماری این نوع مساجد معماری نور، معماری شفافیت و معماری روحانی است و كمتر كسی است كه از این مسجد دیدن كرده، ولی تحت تاثیر فضای داخل آن قرار نگرفته باشد. سه منبع نور در این گنبدخانه دیده می‌شود: یكی، نوری كه از دهانه‌ی بزرگ شمال‌شرقی بر دیواره‌های جنوب‌غربی شبستان كه محراب در آن قرار گرفته می‌تابد و سطح كاشی‌كاری آن را به طور زیبایی روشن می‌كند، دوم نوری است كه از شبكه چوبی تعبیه شده در دیوار شرقی گنبدخانه وارد شده، كه تقریبا وسط صحن گنبدخانه را روشن می‌نماید و سوم همان شبكه‌های زیر گنبد كه محل اتصال دیوارها به گنبد هستند و فضای زیر گنبد را به همراه دیواره‌های گنبدخانه روشن می‌كنند و نیز تصویر زیبای دم طاووسی را به زیبایی زیر گنبد پدید می‌آورند.


نور مصنوعي:
نور خورشيد منبع انرژي زمين است. انرژي كه مي‌تواند توسط گياهان جذب شود و موجب واكنشهاي فتوسنتز آنها شود، يا بوسيله اقيانوسها جذب شود و سبب شود كه آب بخار شده و باعث باران شود و نيز توسط صفحات خورشيدي و فتوسلها جذب شده و توليد برق كند.
زمانيكه نور وارد چشم مي‌شود و بر روي پرده شبكيه مي‌افتد، يك سري فرآيندهاي عصبي و فتوشيميايي رخ مي‌دهند كه در نتيجه آنها پديده "ديدن" رخ مي‌دهد. امواج راديو، تلويزيون، ميكروويو، نور ماوراي بنفش، اشعه مجهول، همگي همانند نور جزء امواج الكترومغناطيس هستند اما با طول موجهاي متفاوت و همانطور كه گذشت، چشم انسان توانايي دريافت همگي اين امواج را نداشته اما وسايل و تجهيزاتي هستند كه قادر به ايجاد، دريافت و شناسايي آنها هستند.
توماس اديسون در سال 1879 موفق به اختراع لامپ الكتريكي شد (لامپ التهابي) . او همچنان گرامافون، تصوير متحرك، ماشين تكثير، ميكروفون و بسياري چيزهاي ديگر را اختراع كرد. لامپ اديسون از يك فلامنت (رشته) كربن در خلا استفاده مي‌كرد. امروزه ما از سيمهاي تنگستن كه در يك حباب پر شده با گاز بي‌اثر آرگون قرار دارد استفاده مي‌كنيم.
لامپ اديسون كمتر از 1% انرژي برق را به نور تبديل مي‌كرد. امروزه لامپهاي خانگي 6 تا 7% انرژي برق را به نور تبديل مي‌كنند و بقيه را تلف مي‌كنند. لامپهاي فلورسنت تا 50 برابر موثرتر از لامپ اديسون عمل مي‌كنند.

طراحي نور مصنوعي در معماري:
امروزه از دو نوع سيماي نورپردازي در معماري استفاده مي‌شود كه از هر دو به خوبي استقبال شده و همچنين از تركيب هر دو نيز استفاده مي‌شود. روش يا سيماي كيفيت يا زيبايي و روش يا سيماي كميت يا مهندسي.
روش كيفيت مجبور است مطمئن سازد كه محيط و فضاي اطراف باصفا و خوشايند است كه براي اينكار از نور و سايه، روشنايي و تاريكي و از نقش و صورت استفاده مي‌كند.
روش كميت مطمئن مي‌سازد كه نور مناسبي جهت انجام كار در اختيار است. انجمن مهندسي روشنايي [1][1](IES) شمال آمريكا رهنمودي را منتشر ساخت كه سطح (level) نور را براي كارها و فعاليتهاي مختلف براساس طبيعت آن كار، اندازه، جزئيات مورد نياز، سن ميانگين افراد قرار گرفته در آن محيط و غيره، مشخص مي‌سازد. يك دفتر اداري معمولي نياز به 30 تا 100 foot-candle [2][2]روشنايي دارد. سطح نور مي‌تواند توسط واحد متريك lux نيز بيان شود. هر يك foot candle تقريباً برابر 10 lux است.
نرخ مصرف انرژي، توان ناميده مي‌شود و با وات (watt) اندازه‌گيري مي‌شود. يك لامپ 200 watt مصرف انرژي معادل دو برابر يك لامپ 100 watt خواهد داشت. اداره برق مقدار مصرف برق مشتريان را توسط واحد كيلو وات ساعت (kwh) محاسبه مي‌كند. يك لامپ 200 watt كه به مدت 5 ساعت روشن بماند داراي 1000 وات ساعت يا 1 كيلو وات ساعت مصرف برق است.
نور در معماري

از جمله علوم و هنرهایی که می توان به نقش نور در آناشاره داشت ،هنر معماری است که بحث مفصلی را در زمینه روند بهره گیری از نور طبیعیبه خود اختصاص می دهد.درهنر معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصر و مفاهیمدیگر از قبیل ساختار ،نظم فضایی، مصالح، رنگ و … مطرح می شود و در طراحی به عنوانیک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفا کند. یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی، توالیو دگرگونی آن در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود. درتاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپرسیونیست ها دیده می شود. هنگامی که نقاشانآتلیه های خود را ترک می کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند. از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیاءمختلف در یکدیگر و تأثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خاص و ناب میشد.

نور و بشر

نور نماد عقل الهی و منشأ تمام پاکی ها و نیکیها است و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یکهدف نهایی می باشد. در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی، یعنی جایگاهنفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می رسد در نتیجه برای نمایش این تمثیلدر معماری اغلب بناهای مذهبی ، نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر ومفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن بهطور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است. فضاهای عمیق و تاریککلیساهای قرون وسطی و یا مساجداسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر بهانتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند.انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشنمی شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیاء و احجام در ذهن خود به کامل کردن تصاویرپرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبعوجود و هستی در درونش بیدار می شود.
دانستن روند بهره گیری از نور خورشید بهاندازه روند شکل گیری مصالح و یا شکل های مختلف زیربنائی ساختمان جهت طراحی بسیارلازم می باشد.اولین تاریخی که ما از آن اطلاع داریم سده ی سوم هزاره چهارم ق.م میباشدکه در آن زمان جهت کسب نور و سایه از ایجاد اختلاف سطح در دیواره های خارجیاستفاده می کردند. در شهر سوخته از هزاره های سوم و دوم ق.م از روی آثار خانه هاییکه دیوار آنها تا زیر سقف باقی مانده بود می توان استنباط کرد که هر اطاق از طریقیک در به خارج ارتباط داشته و فاقد پنجره بوده اند، در دوره عیلام در حدود 1300 و 1400 ق.م نیز نمونه ای از پنجره های شیشه ای بدست آمده که شامل لوله هایی از خمیرشیشه می باشد که در کنار هم و در داخل یک قاب جای می گرفته و بطور حتم جهت روشنکردن داخل بنا مورد استفاده بود.

نور احساس و معماری

چراكاندينسكي صداي فلوت را به رنگ خاكستري درخشان نسبت مي دهد؟ خيابان در تاريك روشنسحر چه احساسهائي را مي تواند بر انگيزد؟ و چطور اين احساس ها در حضور هزاران هزارنوري كه از پائين ساختمان به نوك آن مي تابند و فضاي دهشتناك يك جنگل سنگي را پديدمي آورند تغيير مي كنند؟ چرا مشاهدة سوسوي چراغ كلبه اي در دور دست ها اميد ميآفريند؟ يا چگونه لبخندي انعكاس تلالؤ نور بر سطح آب را تداعي ميكند؟ و مثالي سادهتر، چگونه چهره مان تغيير مي كند هنگامي كه در پرتو نور مشعلي قرار مي گيرد؟
نورشفافترين، نرمترين، آسانترين و ارزانترين مواد ساختاري موجود در توليد كيفيت ها واشياي مورد نياز محيط انساني است. چيزي است كه امكان شخصيت سازي و حيات بخشيدن بهفعاليتهاي روزمره و باز نمائي زندگي در تصورات و حالات رواني متغير را فراهم ميسازد. نور مي تواند در فضائي خشن و بي روح همچون مبلي راحتي از ما استقبال كند. بههمين دليل نور مناسب ترين مادة ساختاري است كه مي تواند به فعاليتهاي روزمره ماشكل، زيبائي، لذت و راحتي ببخشد.
نور ميتواند امكان خلق سيستمهاي محيطي هوشمند وسازگار را در بازسازي محيط مصنوع در اختيار ما بگذارد. كليساي تادائو آندو نمونهمناسبي براي نشان دادن اين سيستم هاست.
استفادة بياني از نور به شكلي نمادين،فراگير، خشنودكننده، ساده و غريزي و در عين حال ابهام آميز براي گشودن پنجرة دنيايخيالهاي بشري، بزرگترين وظيفة نور پردازي در عصر ماست.
در سالهاي اخير نورپردازيبيروني هويت جالبتري ارائه كرده است؛ از تازگي در خور توجه دكوراسيون شهري، خصوصاًدر مراكز مشهور تاريخي يا تجاري و فرهنگي، تا بازگشت به نقش ايجاد احساس امنيت درشهرها، همان حس قديمي و آشنائي كه آتش اولين بار به جامعه انساني بخشيد.
هنوز هممؤثرترين واسطه درك ما نسبت به هستي و تجربيات زندگي روشنائي باز هم روشنائي است. امواج گرم و مهربان نور سپيده دم همچون ترنم ني لبكي است كه نرم نرمك فضا را ازهارموني لطيف طيفي نقره فام مي آكند و با نوازش پوست خفتة زندگي نويد شروع ديگر وشوري ديگر را مي دهد.

نور و معماری

نور، اولين شرط براي هرنوع ادراك بينايي است . در تاريكي مطلق ، ما نه فضا را مي توانيم ببينيم و نه فرم ورنگ را . اما نور تنها يك ضرورت فيزيكي نيست . بلكه ارزش روانشناختي آن يكي ازمهمترين عوامل زندگي انساني در همة زمينه هاست . موريس لاپيدوس (Morris Lapidus) ميگويد «انسانها مانند پشه هستند . هر كجا نوري باشد به سمت آن هجوم مي برند بدوناينكه بدانند چرا. چه بخواهيم و چه نخواهيم به سمت روشنايي مي رويم . نور، ما را بهخود جذب مي كند » . نور هميشه علاوه بر استفادة كاربردي داراي ارزش نمادين نيز بودهاست . نور جزيي از ذات زندگي بوده و در بسياري از فرهنگ ها نور ، يا خورشيد ، بهعنوان منبع نور ، عنصري خدايي محسوب مي شده و آن را ارج مي نهاده اند.
در مصرباستان نيز نور داراي اهميتي ويژه بوده است. بنا به موقعيت سرزمين مصر ، شدت نور ودر نتيجه تضاد ميان سايه و روشن بسيار زياد مي باشد .
فرم هاي صريح و هندسي كهدر معماري مصر از آن استفاده مي شده است با گوشه هاي تيز و دقيق در زير نور شديداثري خاص داشته اند .
معماري بازي هنرمندانه دقيق و خيره كننده مجموعه اي ازاجسام ساخته شده در زير نور است . چشم هاي ما براي اين آفريده شده اند كه فرم ها رازير نور ببينيم :" اين سايه و روشن هاد كه فرمها را در مقابل ما برهنه مي سازند . مكعب، مخروط، كره ، استوانه و هرم اولين فرمهائي هستند كه نور آنها را به ما عرضهمي كند . تصاوير آنها ناب ، ملموس و صريح هستند.
اما در معماري مصر بازي نور وسايه تنها محدود به فرم هاي بزرگ اوليه نيست . سطوح اين احجام از نقوش برجسته ايپوشيده شده اند كه با كمال ظرافت نقش پردازي و بر سنگ تراشيده شده اند و به اينترتيب پديده سايه- روشن در اينجا در مقياسي كوچكتر نيز تكرار شده است. براي مصريانوجود ذات خداوندي براي بشر غير قابل دسترس و نامرئي بوده است پس به ناچار بايستي درتاريكي باشد . راه رسيدن به اين خداوند بايستي از روشنايي به تاريكي ختم شود با كمكچنين پديده هاي نوري كمي واضح تر مي شده است. از طريق انتخاب محل صحيح ساختمان باتوجه دقيق به مسير خورشيد ، از نورآن به ترتيب استفاده مي شد كه شعاع خورشيد درزماني معين تشكيل يك محور مي داده و محل خاصي را روشن مي ساخت و جاهاي ديگر را درتاريكي باقي مي گذاشت . ژان لوئي دوكانيوال Jean- Louis de Canival روشنائي مجسمههاي معبد خفرن را به اين ترتيب توصيف مي كند : «نور از پنجره هاي كوچك بين ديوار وسقف به داخل و به تك تك مجسمه مي تابيد و به وسيله سنگهاي كف كه مرمر سفيد سيقليبودند به ترتيب منعكس مي شد كه نوري كاملاً محو و فاقد جهت ، فضا را روشن مي كرد وستونها و ديوارها كه از گرانيت سرخ بودند در تاريكي باقي مي ماندند». مجسمه هايخدايان زياد بودند و اين تاريكي نيز بيشتر بر اسرار آميز بودن دنياي آنها تأكيد ميكرده است . تنها اشخاص معدود و منتخبي اجازه ورود به اين بخش معبد را داشته اند ومي توانستند چنين چيزي را كه از ديدگاه امروز نمي توان به سادگي آن را هنر خواندبلكه بايستي آن را سعي در بيان بصري يك تركيب روحاني – مذهبي ناميد ، از نزديكببينيد . استفاده اين چنين از نور به ترتيبي كه گفته شد به عمد بوده است و در خدمتتقويت و ماديت بخشيدن به ايده اصلي بكار مي رفت.
معابد يوناني چنانكه گفتيمبيشتر مجسمه وار بودند و اثر آنها مي بايستي بيشتر بر فضاي آزاد جلوي محراب كه درميان آن نيز قرار داشت ، انجام مي شد . به اين ترتيب جاي تعجبي هم باقي نمي ماند كهبيشتر اين فضاهاي داخلي تنها يك روزنه يعني تنها يك در به خارج داشتند . در بسيارياز معابد يوناني نيز باروشي شبيه به مبعد خون با استفاده از يك آب نما كه در فاصلهبين مجسمه و در ورودي ساخته مي شد نورپردازي مجسمه را اصلاح مي كردند . نوري كه بهداخل مي تابيد با برخورد به سطح آب منعكس مي شد و مجسمه را روشن مي ساخت . درفضاهائي كه احتياج به نور بيشتر داشتند ، يونانيان از نور سقف استفاده مي كردند : بخشي از سقف را با ارتفاع بيشتر ساخته و از فضائي كه به اين ترتيب به وجود مي آمدبراي تاباندن نور به داخل استفاده مي كردند.

نمونه هایمشابه

نمازخانه سارین در MITیک نمونه عالی از کاربرد دراماتیک نور روزاست . نمازخانه که بوسیله نور روز روشن شده توجه را به محراب و زمینه مجسمه آنمعطوف میدارد ، که بصورت دراماتیکی توسط نور گیر سقفی بزرگی از بالا روشن شده است . انوار مواج نور از آبنمای اطراف دیوارهای مدوربازتاب میابند. چشم از گذر ورودیمحصور شده با دیوارهای نیمه شفاف خود را از محیط خارج با محیط ملایم داخل تطبیقمیدهد.
در این نمازخانه فضای ورودی تطابق چشم را از محیط روشن خارج به محیطملایم داخل فراهم میکند.

کلیسای کریستال

کلیسای کریستال شایدیکی از برجسته ترین و عجیب ترین ساختمانهای قرن میباشد . پوسته کلسیا شامل پانلهایشیشه ای 6 تا 9 میلیمتری میباشد که با نقره روکش شده است . روکش فوق انتقال نور را 82 درصد و اشعه حرارتی را 80 درصد کاهش میدهد ، ولی شفاف بوده و امکان دید واضح رابه خارج و نیز ارتباط حیاتی با طبیعت فراهم میسازد . اسکلت نگهدارنده به رنگ سفیداست که با دقت به شکل مشبک طراحی شده که بطور موثر نور روز را یکنواخت کرده و ازدرخشش آن جلوگیری میکند.
نور روز از بالای ساختمان و همچنین از قسمتهای پایین آنوارد شده از کف و سایر سطوح بازتاب میشود. این ساختمان طوری قرار گرفته که نورخورشید اکثرا" از پشت سر جمعیت نشسته وارد میشود و بنابراین خیرگی که مانع دید خوباست کاهش میدهد . خنک کردن فضا بوسیله جریان طبیعی هوا از طریق پانلهای شیشه ای ودرها انجام میگیرد . بطوری که از وسایل مکانیکی خنک کننده استفاده نمیشود . درزمستان حرارت خورشیدی به سیستم گرمایش کمک کرده ولی در تابستان به حدی ملایم است کهایجاد گرمای زیاد نمیکند.

موزه هنری کیمبل

از زیباترینساختمانها در جهان است که در زمره کلاسیکهای تمام دوران است معمار آن لوئیس کان استکه به دلیل حساسیتش نسبت به نور در طراحی به شاعر نورپرداز معروف شده است. این موزهچکیده تمام طراحیهای خوب نور پردازی میباشد.
از قدیم نور پردازی موزه های هنریبا شک و تردید همراه بوده است زیرا اشعه ماورائ بنفش موجود در نور خورشید تاثیرمخرب بر عناصر موجود در آن بخصوص در نقاشیها دارد ، کان برای این کار ملایمترین نوررا انتخاب کرد که اولا" تاثیر مخرب نداشته باشد و دوما" در صورت وجود به کمترینمقدار باشد.
این موزه از یک سری طافهای مدور بتونی متصل به یکدیگر تشکیل شده استکه یک نور گیر سقفی شفاف در امتداد برامدگی هر طاق قرار دارد. نور از طریق اتصالاتنور طبیعی معلق که زیر نورگیر سقفی است بازگرداننده و تسویه میشود . اتصالات شاملقابی است که صفحه ای فلزی به آن متصل شده و دارای سوراخهای ریز است که اجازه نفوذمقداری نور را داده تا هر گونه کنتراست شدید ممکن بین قسمتهای تحتانی اتصالات واطراف آن را تعديل کند .

فضای ورودی موزه کیمبل که در آن نحوه هرس درختانطوریست که برای انتقال دید از محیط بسیار روشن خارج به محیط داخل به صورت چتر هرسشده اند.

مدرسه ولکام تگزاس

نورگیریهای سقفی وقتی روشناییالکتریکی هماهنگی خواهند داشت که از آنها به طیق غیر مستقیم همراه با روشناییالکتریکی استفاده شود نمونهای از ان را می توان در این مدرسه پیداکرد.

ساختمان تحصیلات نیوگلند

درختان ، بوته ها و پیچکها برایتصفیه کردن روشنایی طبیعی نور استفاده میشود که در این میان درختان کاشته شده درمحیط خارج روبروی پنجره ها وسیله موثری جهت پیشگیری درخشش بیش از حدنوراند.

نورگیرهای سقفی

نورگیرهای سقفی ابزار بسیار خوبی برایگردآوری و دریافت مقدار زیادی نور از دهانه کوچکی میباشند، حتی در شرایط آسمان تمامابری میزان روشنایی آنها چند برابر مقدار روشنایی است که به سطح عمود پنجرهمیتابد.
نورگیرهای سقفی ابزار موثری جهت رساندن روشنایی به عمق فضاهای داخلیمیباشند حتی میتوان برای استفاده از نور روز در طبقات پایین ساختمانهای چندین طبقهاز طریق کاربرد چاههای مرتفع و ابزارهای منعکس کننده استفاده کرد.

مدرسهمونت رز

شرایطی که این مدرسه در آن قرار گرفته است طوری است که در تمامساعات روز آفتاب میدرخشد و چون پوشش گیاهی در این منطقه کم است درخشندگی بیش از حدهم وجود دارد.
نور از طریق نورگیریهای سقفی گنبدی شکل پلاستیکی و پنجره با سایهبان خارجی با قابلیت انتقال 20درصد وارد کلاس میشود.خیرگی حاصل از پنجره به وسیلهحفاظ چوبی و کف پوش ضد بازتاب کنترل میشود.

نورگیرکلرستوری

نحوه اسقرار عمودی است و نسبت به نورگیرهای سقفی که بصورت افقیهستند نور کمتری را دریافت میکنند که با تعیین موقعیت آنها و یا به وسیله احداثسایه بان در آن میتوان از تابش مستقیم آفتاب به داخل جلوگیری کرد.

مدرسهطراحی هاروارد

ساختمان بحث برانگیزی است که طرح فضای داخلی آن دارایموافقین و مخالفینی است.
مهمترین فضا استودیوعظیمی است که دانشجویان طراحی ازطلوع تا غروب خورشید دارند کار میکنند.
فضای استودیو شامل پنج سطح پلکانی است کهنیمه نیمه روی هم قرار دارند که سراسر آن به وسيله کلرستوریها و سطوح سقف پوشش دادهمیشوند که جهت آنها رو به شرق میباشند در حالی که کنترل نور خورشید در برخی ازفسمتها در ساعاتی عملا" ممکن نیست اما روشنایی فضای داخلی بصورت شگفت انگیز مطلوباست. نور از طریق کلرستوری به داخل رسیده و در عین حال سطوح سقف مانع دید بهروشنایی آسمان میشود.
در معماري آغاز مسيحيت و نيز در معماري بيزانس همواره تلاشمي شده است هر چه بيشتر به فضاي داخلي جنبه روحاني داده شود و فضايي رؤياييبيافرينند و روشن است كه نورپردازي در اين راه نقش عمده داشته است . براي نمونه بهبررسي كليساي ايا صوفيه در استانبول مي پردازيم . بخش پائين گنبد اصلي – كه در واقعسقف اصلي كليسا است و قطري بيش از 30 متر دارد- به تمامي از پنجره هاي نزديك به همتشكيل شده است و به بيننده اين احساس را مي دهد كه گنبد با تمام عظمتش در هوا بهصورت معلق ايستاده است . نوري كه از اين پنجره ها و نيز از پنجره ها ي بخش بالايساختمان به داخل مي تابد به فضاي داخل حال و هوائي كاملاً بيگانه با دنياي مادي ميدهد .
ايده اصلي سبك گوتيك كه «ساختن بخشي از آسمان در روي زمين» بود فضائي غيرمادي طلب مي كرد. دو عامل مي توانستند در حل اين مشكل كمك كنند . عامل اول انتقالباربر ساختمان به بيرون بود. و نور پردازي مناسب را مي توان عامل دوم دانست . ابعادعناصر سازه اي در درون را تا حد امكان كم كردند و به اين ترتيب توانستند كه در سطوحآزاد شده پنجره هاي بسيار بزرگ بكار گيرند. نوري كه از بخش بالاي ديوارهاي ناوميانيبه داخل مي تابد چنان شديد است كه در اين بخش هيچ قسمت تاريكي باقي نمي ماند . بيننده واقعاً خيال مي كند كه سقف مياني بالاي سر او معلق است. به عكس بخش پائينناومياني نيمه تاريك است . دو ناوكناري با داشتن ابعاد لازم براي عناصر سازه اي درقسمت پائين ديوارهايشان امكان چنين نورپردازي اي را نمي دهد . انسان در اين قسمتخيال مي كند كه در فضاي نيمه تاريك زميني ايستاده است و وقتي به بالا نگاه مي كند «آسمان » روشني را كه جايگاه هر آنچه كه خدائي است مي بيند . سقف كليسا ميبايستي«سقف بلند و معلق» آسمان را القا كند و در همين راستا است كه در سقف تيره رنگكليساي سن شاپل Sainte-Chapelle در پاريس نيز ستاره هاي طلائي رنگ نقاشي شدهاست.

نور پردازي در كليساي گوتيك بر طرح كلي خدايي تأكيد مي كند.

دركليساهاي ساختة پالاديو نيز نورپردازي يكي از عوامل اصلي در شكل پردازي فضاي داخلياست . پنجره ها به گونه اي در نظر گرفته شده اند كه درجمع نوري كه از پنجره ها بهداخل مي تابد بر روي سطوح وسيع و سفيد رنگ ديوارها منعكس شده و فضاي داخل را بانوري تأثير گذار و شخصيتي ويژه ، روشن مي سازد . درست در تضاد با كليساهاي اواخردوران گوتيك كه حال و هوائي كاملاً سختگيرانه دارند كليساهاي پالاديو در انسانايجاد راحتي مي كنند و گرما مي بخشند. پالاديو از نور تنها براي ايجاد حال و هوايخاص استفاده نكرده است بلكه نورپردازي را وسيله اي براي تأكيد بر طرح كلي فضائي آنقرار داده است .
فضا در سبك باروك پر از تضاد است و بايستي حواس را بفريبد. درانجا نيز نورپردازي بسيار مهم است ، ترتيب دادن متناوب بخش روشن بخش هائي كه درسايه هستند باعث مي شود كه تصور عمق تقويت گردد. بيننده خيال مي كند كه فضا تا بينهايت ادامه دارد . سازه ساختمان با نورپردازي مناسب به صورتي «غير خوانا» در ميآيد و تمامي ساختمان حالتي خيال برانگيز به خود مي گيرد . در اين دوره بخصوص دربناهاي آخر دوران باروك استفاده از نور مستقيم نيز رايج بود . اغلب در اينساختمانها بيننده تقريباً نمي توانست پنجره ها را ببيند و روشنائي فضاي داخلي ازانعكاس نور روي ديوارها تأمين مي شد.
استفاده از ترفندهاي گوناگون نوري برايتقويت قدرت خيالپردازي از دوران باروك تا امروز معمول بوده است . در معماري مذهبيبا استفاده از فرم هاي خاص و نور پردازي متناسب با آن پديده هايي بينايي به وجود ميآيد كه از نظر ادراكي دقيقاً قابل تعريف نيستند و جاي تعبير و تفسير دارند و گذشتهاز آن حال و هوائي عرفاني به انسان مي دهند.
روزنه هاي عمودي – درها و پنجره هامي توانند علاوه بر عملكرد به عنوان منبع نور ، وسيله اي ارتباطي نيز بين داخل وخارج باشند اما پنجره هاي سقفي بيشتر جنبه نوري دارند و كمتر وسيله ارتباطي بابيرون هستند . درست به همين علت است كه نورپردازي از طريق پنجره سقفي داراي اثريويژه است . تمامي توجه به چيزي جلب مي شود كه در اين نور قرار گرفته است و از طريقاين نور نوعي مركزيت پيدا كرده است . اين يكي ازدلايل استفاده از نور سقف دركليساها و موزه ها است . يعني درست مكانهائي كه در آنها نه تنها نيازي به ارتباطبينايي بين داخل و خارج نيست كه اغلب اين ارتباط نامطلوب نيز مي باشد.
نورپردازيطبيعي از بالا ، كنزو تانگه ،جام تعميد در كليساي جامع توكيو ، 1964 ، ژاپن ،تابشنور به درون و نگاه به بيرون به دلايل مختلف امروزه نيز ممكن است اين تمايل وجودداشته باشد كه روزنه ها به گونه اي طراحي شوند كه نور از آنها وارد شود اما امكانديد به ما از بيرون وجود نداشته باشد . در ساختماني كه گوردن بونشافت Bunshaft Gordon براي مركز نگه داري كتب و دست نوشته هاي ارزشمند وابسته به كتابخانه دانشگاهييل ساخته است ، ديوارهاي خارجي از صفحات بزرگ و بسيار نازك مرمر سفيد پوشيده شدهاند و درست به مقداري نور از آنها مي گذرد كه داخل سالن روشن باشد اما نور به شدتيكه بتواند باعث خسارت به اين گونه كتابها بشود ، نباشد
معمار انقلابي فرانسهاتين لوئي بوله يكي از استادان مسلم نورپردازي در معماري به حساب مي آيد . او درپروژه اش براي ياد بود نيوتن كه با تركيبي از فرم هاي اوليه طراحي شده ، به وسيلهنور حال و هوائي مذهبي به وجود آورده است (1784). در بخش بالاي كره سوراخها بهترتيبي در نظر گرفته شده اند كه تمامي نوري كه از سوراخها به داخل مي تابدبه وسطكره ) يعني جائي كه مي بايستي مجسمه يا لوحه يادبود نيوتن قرار گيرد)بتابد . به اينترتيب نيوتن در قسمت روشن وسط قرار دارد و گرداگرد آن تاريكي به عنوان نمادي ازمجهولات و بر بالاي سر او كهكشان كه به وسيله سقف كروي و سوراخهاي روشن به جايستارگان نشان داده شده است .
نمونه ديگر استفاده از آب و آئينه ، كليسائي است كهريچارد نويترا در گاردن گروو Garden Grove در كاليفرنيا ساخته است. يك ديوار طوليبنا از شيشه است و ديوار ديگر از آئينه در كنار ديوار شيشه اي يك آبنما ساخته شدهاست بطوري كه نور بر روي سطح اين آب منعكس شده وارد بنا مي شود و سپس در آئينهمنعكس شده و باز مي گردد.
در ساختمان جديد «بانك هنگ كنگ و شانگهاي » در هنگ كنككه نورمن فاستر آن را ساخته است سعي شده تا با استفاده از يك آئينه مقعر غول آساسالن ورودي را كه در داخل ساختمان قرار دارد و بيش از سي متر ارتفاع دارد روشنكنند. با استفاده از يك آئينه كه در بيرون ساختمان است ابتدا نور به داخل ساختمانمنعكس مي شود وسپس با استفاده از آئينه دوم نور 90 درجه تغيير جهت پيدا كرده و ازبالا به داخل سالن ورودي تابانده مي شود.
اين نوع نور پردازي بخصوص در ساختمانموزه ها هر روزه مورد استفاده بيشتري قرار مي گيرند و اين به دو دليل است : يكماينكه امروزه همه خواستار نور طبيعي هستند به اين دليل كه اين نور براي شناسائيرنگها به مراتب بهتر از نور ساختگي است . دوم اينكه نور بايد درست در جهتي تاباندهشود تا نور نتواند چشم بيننده را آزار دهد .

مسجد شیخ لطف اللهاصفهان

این مسجد از شاهکارهای دوره صفوی است . در این مسجد ورود نور ازراه روزنه های است کوچک، بر فراز گنبد خانه که حالتهای گوناگونی را در طول روزایجاد میکند از آنجا که به علت گردش نور خورشید تابش نور در طول روز فقط در تعدادیاز این روزنه ها میتابد فضای داخلی مسجد در هر ساعت روز حال و هوای متفاوت و مخصوصبه خود دارد . این مسجد به علت ورودی خاص آن که از طریق عبور از فضاها و راهروهاینیمه تاریک به فضای اصلی صورت میگیرد نور فضای داخلی مسجد حالتی استثنائی به آنمیدهد.

نتيجه گيري:

هرفضا با نور دو چهره مي يابد ، روز و شبكه با تغيير مقدار نور، ايندو با هم پيوند مي يابند.
نور موضوعي است كه در هردوره زماني، احساس و مفهومي خاص به معماري و زندگي داده است.مي توانيم بگوييم ،آنزمان كه آتش در آتشكده ها در عهد زرتشت مقدس بوده بخاطر نور و گرماي آن بوده است،بدين ترتيب نور نيز مورد ستايش قرار مي گرفته است . حتي در دوره هاي بعد، كه اعتقادبه خورشيد و پرستش آن وجود داشته است، نور بخاطر روشن نمودن عالم ،كه مسير حركتزندگي را نشان مي داده است، مورد توجه بوده است، و يك حس خدايي بودن را القاء ميكرده است.
نور مي تواند به عناوين مختلفي براي القاء مفهوم و هدفي مورد استفادهقرار گيرد، به عنوان مثال با ايجاد يك روزن و هدايت نور به موضوعي باعث تاكيد در آنموضوع شويم، و يا با استفاده از حركت هاي ملايم و نرم نور يك حس روحاني را به فضابدهيم كه در هنگام ورود به چنين فضاهايي يك احساس احترام و سرفرود آوردن به انساندست مي دهد، و انسان خود را در مقابل عظمت بي پايان و نامحدودي مي يابد،و حقارت رادر خود درميابد.از تاثير آن در كليساها و مساجد بسيار مورد استفاده قرار گرفتهاست.مثلا با ارتفاع دادن به بنا و نور پردازي هايي بر روي سطوح مورد نظر اين كار راانجام مي دهند،و يا با استفاده از پنجره هاي واقع در دالان ها و نور پردازي مخصوصآنها باعث حركت و يادر هشتي ها باعث مكث شده اند، كه اين مفهوم را مي توان با حركتانسان در اين دنيا و رسيدن به قيامت كه محل مكث است در ارتباط ديد.
parisa آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


History    Food    Communication    Allowed Things    Military    Catimini    Deadly    Fitness    Stay Healthy    New Computers    Disorders    WOW    Life Hacks    Arabia    Motivation


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است

Dinosaurs - Fashion - Lawyer - Buy Metal detector - Outdoor - Superstar 1 - Buy Home - Early life of - Make money - Best Wear - Prehistoric Animals